کافه عشق

صدای ساده سکوت لحظه های من

 بی‌صداترین صدای ساده‌ی سکوت لحظه‌های من

قصه‌ی نگفتن و نبودن حضور سبز آشنای کوچه‌هاست

دردناک دردهای بی‌دوای من

کیمیای مرهم سعادت است

نیمه‌ی نگاه خیره مانده پشت پنجره

در پی شکوه باور خیال توست

اضطراب رفتن و نماندن و نبودن است

حس بی‌شتاب زنده بودن است

گاه ناله وسیاه

گاه خنده و سپید

صوبه دار شهر شاعران این دیار

منبعث شده برای یک تجلی است.


نویسنده: n_barkhordari ׀ تاریخ: جمعه 26 اسفند 1390 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)

درباره وبلاگ

آرزو دارم شبی عاشق شوی ، آرزو دارم بفهمی درد را ، تلخی برخوردهای سرد را ، می رسد روزی که بی من سر کنی ، می رسد روزی که مرگ عشق را باور کنی زیر باران پوسید ... خوش آمدید


جستجوی مطالب

طراح قالب

CopyRight| 2009 , 4845.LoxBlog.Com , All Rights Reserved
Powered By LoxBlog.Com | Template By: NazTarin.COM
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران